المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
130
مروج الذهب ( فارسى )
كسى معتقد اين مذهب نيست و هم از جمله تركان كيماكيان و برسخانيان و بديان و جعرياناند و نيرومندتر از همه غزياناند و نكو سيماتر و بلند قامت و پاكيزه روى تر از همه خزلجياناند كه مردم فرغانه و شاش و اطراف آن نواحى باشند و پادشاهى خاص آنها بوده و خاقان الخواقين از ايشان بوده است و همهء ممالك ترك در قلمرو وى بوده و شاهان ترك اطاعت وى ميكردهاند . افراسياب ترك كه بر ايران چيره شد از اين خاقانها بوده و هم سانه از آنها بوده است . از هنگامى كه شهر معروف عمات در بيابانهاى سمرقند ويران شده همهء ملوك ترك اطاعت خاقان ترك ميكنند . تفصيل انتقال شاهى را از اين شهر با علت آن در كتاب اوسط آوردهايم . گروهى از فرزندان عامور بحدود هند پيوستند كه بتأثير اين سرزمين رنگشان از تركان جدا شد و رنگ هندوان گرفتند و اينان شهرى و صحرانشين باشند و گروهى از ايشان بديار تبت مقيم شدند و شاهى براى خويش بر گزيدند كه مطيع خاقان بود و چون ملك خاقان چنان كه بگفتيم انقراض يافت مردم تبت شاه خويش را به تقليد ملوك سابق كه لقبشان خاقان الخواقين بود خاقان نام دادند . و اكثر فرزندان عامور بر كنار دريا برفتند تا در اقصاى ساحل بديار چين رسيدند و در آن نواحى و ديار پراكنده شدند و در شهرها اقامت گرفتند و دهكدهها بنا نهادند و شهرها بساختند و ولايتها بوجود آوردند و براى قلمرو خويش شهرى بزرگ بنياد كردند و آن را انموا ناميدند كه از آنجا تا ساحل درياى حبشى يعنى همان درياى چين سه ماه راهست و همه جا آبادى پيوسته است . نخستين پادشاهى كه در اين شهر يعنى انموا حكومت ايشان يافت نسطرطاس بن باعور بن مدتج بن عامور بن يافث بن نوح بود كه مدت شاهيش سيصد و چند سال بود و كسان خويش را در آن ناحيه بپراكند و نهرها حفر كرد و درندگان بكشت و درختان بكاشت و ميوهها بخورانيد و بمرد . پس از او فرزندش عوون شاه شد و بنشان عزا و بزرگداشت پدر پيكر او را در مجسمهاى از زر سرخ كرد و بر تختى از زر